رویه نخست زبان و ادب فارسی زبان پژوهی هدف سره‎گویی و سره نویسی
هدف سره‎گویی و سره نویسی PDF چاپ رایانامه
يكشنبه ۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۱۸:۵۸
دكترجلال‎الدین کزازی*
از هدف‎های سره‎گویی و سره‎نویسی این است كه از زیان‎هایی كه واژگان بیگانه به ساختار آوایی و گوش‏نواز زبان و هم‎چنین رسایی، پختگی و استواری آن وارد می‎كنند، جلوگیری می‎كنند، جلوگیری كنیم. این كه زبان پارسی نمی‎‎باید «وام‎واژه‎ها» را راه دهد، دیدگاهی دانش‎ورانه و بر پایهٌٌ‏ی‎ برهان‎های زبان شناختی است. زبان پارسی بسیار پیشرفته است. زبانی است بسیار پویا. از دید زبان شناسی تاریخی، پیش‏رفته‎ترین زبان كنونی است. این از آن‏جاست كه زبان، آینه‏ی فرهنگ است. فرهنگی كه پویاست، زبانی هم سنگ و هم ساز با خویش را پدید می‎آورد. فرهنگ ایرانی چون فرهنگی پویا و پیشتاز است، زبان پارسی هماهنگ با آن بسیار دگرگون شده و پیش‏رفت كرده است. زبان پارسی امروز، ساختاری دارد كه با بسیاری از دیگر زبان‎های جهان، هم روزگار نیست. به سخن دیگر، آن زبان‎ها از دید كاربرد‎های سرشتین و بنیادین، در روزگاران و ساختارهایی مانده‎اند كه دیری است، زبان پارسی از آن‌ها گذشته است. دیگر زبان‎های جهان با پارسی دری یا همان پارسی نو، هم روزگار نیستند. برای نمونه با پارسی میانه سنجیدنی‎اند، حتی با پارسی‎باستان.

 اگر زبان پارسی كه بسیار پیش‎رفته است، از زبان‎ها كه در سنجش با آن، هنوز كهن مانده‎اند، واژه بستاند، برخود زیان زده است. این واژه‎ها با ساختار، هنجار‎ها و رفتار‎های زبان پارسی سازگار نیستند. از این روی آن‌ها، گزند می‎رسانند و برمی‎آشوبند. بدان ماند كه شما پاره‎ای از پلاس یا بوریای ستبر درشت را بر پرنیانی نغز و رخشان بپیوندید و بدوزید. پیداست كه این دو با یكدیگر، سخت ناسازند.

نخستین و آشكارترین زیان و گزندی كه زبان‎های بیگانه به زبان پارسی می‎زنند آن است كه به رفتار آهنگین ‌وخنیایی و هموار و گوش نواز این زبان لطمه می‏زند. واژه‎های ایرانی هنگامی كه از روزگاران باستان میانه به روزگار نو رسیده‎اند، واژه‎های پارسی شده‎اند (پارسی دری)، از دید ساختار آوایی، سوده و ساده و نرم و هموار گردیده‎اند. برای نمونه، یك واژه درشتناك گران اوستایی مانند خُورْنَه در پارسی شده است فَر. از دید آوایی به فرجام خود رسیده‎ است؛ یعنی واژه‎ای مانند «فر» بیش از این سوده و كوتاه نمی‎تواند بشود.

اما واژه‎هایی را كه از زبان‎های دیگر می‎ستانیم، می‎توانند واژه‎های درشت و گران و ناهموار باشند كه آن ساختار دلاویز آوایی را از میان می‏برد. اما خواست سره‎نویسان بازگشت به زبان زمان روزگار فردوسی نیست؛ اگر نوشته‎ها و سروده‎های پارسی گرایانه امروز، به زبان فردوسی می‎ماند، از آن روی نیست كه آن نویسنده یا سراینده، آن زبان را به كار می‎گیرد یا می‎خواهد به شیوه‎ فردوسی بسراید. از آن‏جاست كه زبان پارسی بدان سان كه استاد توس یا سعدی به كار گرفته است، از دیدی دیگر، نزدیك‎ترین زبان، به زبان سرشتین پارسی است. هنگامی كه ما می‎كوشیم به این زبان برسیم، خواه ناخواه، آن چه به دست  می‎آوریم، نزدیك فردوسی خواهد بود.

بی‎نیازی زبان پارسی از واژه‎های بیگانه

زبان فارسی، زبانی است توانمند و بی‎نیاز، اگر گاهی به « وام واژه‎ها» نیاز دارد، این نیاز در همان مرز و اندازه‎ای است كه هر زبان می‏تواند داشته باشد. و حتی بسیار كمتر از بسیاری از دیگر زبان‎ها، نیازمند «وام‎واژه‎ها»ست.

این توانمندی در زبان پارسی برمی‎گردد به سامانه و دستگاه واژه‎سازی در این زبان كه بسیار نیرومند و كارآمد و آفرینش گرانه است و حتی بی‎كرانه است و به می‎توانیم، بی شماره در پارسی واژه بسازیم. زبان پارسی مانند بسیاری از زبان‎های جهان، كالبدینه نیست؛ بدین‎سان كه پیمانه‎ها و ریخت‎های از پیش نهاده‎ای برای واژه‎سازی در این زبان نمی‎بینیم. زبان پارسی بسیار نرمش‎پذیر است و به موم می‎ماند ] از این رو [، خود را با توان زبانی كاربر خویش دمساز می‎گرداند.

هر چه مایه و توان و دانش شما در زبان پارسی بیشٌ‏تر باشد، این زبان را آسان‎تر و «مایه‎ورتر» می‎توانید به كار بگیرید. برای همین است كه این زبان در جهان، سخن سرود شعر شده است. برای آن كه سخنور می‎تواند آن چه را در درون او می‎گذرد، به یاری این زبان روشن‎تر و رساتر  باز گوید. او زبان پارسی را بیش از هر زبان دیگر می‎تواند از آن خود كندو می‎تواند زبانی ویژه و شیوه شناختی در پارسی خود بیابید.

برای نمونه، یكی از واژه‎های بسیار آشنا در زبان پارسی، واژه «دست» است. با این واژه می‎توان ده‎ها واژه  ساخت. گذشته از آن واژه‎ها كه دیگران پیش از این، از این واژه‎ ساخته‎اند. بسنده است كه این واژه‎ را با واژه دیگر بپیوندید تا واژه‎ای نو، به دست آید : فرادست، فرودست، زبردست، بالادست، پایین‎دست، دستاویز، دستبند، دستگیره و ... حتی می‎توانیم فرهنگی خرد از واژگانی را كه تا كنون با این واژه ساخته شده است فراهم  بیاوریم.

از این روی، این زبان در سرشت و ساختار، زبانی تنك مایه نیست كه از برآوردن نیاز‎های روز ناتوان باشد و بخواهد از « وام واژه‎ها» بهره برد. ناتوانی، كم بود و بی‎توشی، از زبان پارسی نیست از كسانی است كه این زبان را به كار می‎گیرند.

از این روی می‎توان از واژگان بیگانه پرهیز كرد. برای واژگانی كه به هر انگیزه‎ای در این زبان راه جسته است، برابر‎های پارسی بیابیم؛ اندك اندك این واژه‎ها را هم از زبان برانیم؛ و آن واژگان دیگر را، به جای آن‌ها بنشانیم. ما اگر گاهی اندك نیاز داشتیم كه واژه‎ای را از زبان دیگر بستانیم، برآنم كه می‎توانیم چنین كرد.

(بخشی از یك سخن‎رانی دكتر میرجلال‎الدین كزازی)

آخرین به روز رسانی در يكشنبه ۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۱۹:۴۸
 

آمار

هموندان : 34
محتوا : 5059
پیوندها : 159
بازدیدهای محتوا : 1526162

باشندگان در تارنما

 58 مهمان حاضر

خبرنامه

نام:

رایانامه:

ایران‌بوم، همه‌ی ايران‌دوستان را عضو تحريريه‌ی خود مي‌داند. ايران‌بوم در ويرايش نوشتارها آزاد است.

من یار مهربانم
کتـاب بهترین هدیه است. نوروز 1391 خورشیدی به عزیزان خود کتاب عیدی دهید.

موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان
می‌خواهم در طرح 1000 تومانی محک شرکت کنم