|
شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۳۸ |
|
گزارش امکانسنجی نمایندهی یونسکو برای راهاندازی جایزهی جهانی «فردوسی» به این سازمان علمی - فرهنگی ارائه شد.
|
|
پنجشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۲۱:۲۶ |
|
«از تو شکوه و ثروت و تاج و تخت یافتم، و از تایید و پشتیبانی تو بود که نامِ بلند پیدا کردم، درحالی که لیاقت این همه را نداشتم. و بعد از تو خواستم که کسی پیدا شود تا انتقامِ خونِ سیاوش را بگیرد. این همه آرزو برآورده شد.
|
|
آخرین به روز رسانی در پنجشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۲۱:۳۴ |
|
پنجشنبه ۰۷ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۰۸ |
|
کیخسرو بار دیگر دستور داد تا درها را ببندند وکس را به داخل راه ندهند. و بعد سر و تن را در چشمه شست، لباسِ سپید پوشید و به نیایش پرداخت.
|
|
دوشنبه ۰۴ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۵۱ |
|
هویت ایرانی ریشه در اسطورههایی دارد که از هزاران سال پیش نیاکان ما آنها را خلق کردند و استمرار بخشیدند و داستانهای حماسی درباره شاهان و پهلوانان آرمانی ایرانیان چون کیخسرو و گرشاسپ و آرش و رستم، در تاریخ ایران پشتوانههای فکری و معنوی نیرومندی بود که همبستگی ملّی را سخت تقویت میکرد. از سپیدهدم تاریخ تاکنون بهرغم آنکه ایران بارها در معرض هجوم دشمنان خود بوده، و گاه شکستهای وحشتناکی متحمّل شده و سرتاسر کشور بهدست بیگانگان افتاده، ولی ایرانیان هیچگاه هویت خود را فراموش نکردند و در سختترین روزگاران که گمان میرفت همهچیز نابود شده، حلقههای مرئی و نامرئی هویت ملّی چنان آنان را با یکدیگر پیوند میداد که میتوانستند ققنوسوار ازمیان تلی از خاکستر دگربار سر برآورند.
|
|
دوشنبه ۰۴ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۴۵ |
|
سجاد آیدانلو کهنترین اشارهای که تا امروز درباره رواج شعر پارسی در آذربایجان به دست آمده، این خبر تاریخ طبری از محمد بن بعبث است که: «حد ثنی … انه انشدنی بالمراغه جماعه من اشیاخها اشعاراً لابن البعیث بالفارسیه و یذکرون ادبه و شجاعته و له اخبرا و احادیث» (طبری: 170 و 171). بر همین بنیاد برخی از پژوهشگران، «محمد بن بعبث» را نخستین پارسی سرای آذربایجان دانستهاند که نمونهای از اشعار او باقی نمانده است
|
|
دوشنبه ۰۴ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۳۲ |
|
شاهنامه فردوسی فخیم ترین حماسه ملی ایرانیان است. همان طور که شاهنامه فردوسی در زمانی تنظیم شد که مردم ایران از تسلط کارگزاران متعصب خلفای بغداد بر مقدرات خود رنج میبردند، نقاشی قهوه خانه ای نیز در برهه ای از زمان شکل گرفت که توده مردم از رخنه و نفوذ دو ابر قدرت سیاسی همزمان خود (روسیه و بریتانیا) بر ایران به ستوه آمده بودند؛ بنابراین برای حفظ وحدت ملی و جلوگیری تاثیرات بیش از حد هنر بیگانگان بر فرهنگ و هنر ایران به خصوص نقاشی، گرایش به مضامین حماسی شاهنامه فردوسی پیدا کردند و این تمایل با انقلاب مشروطیت شدت یافت.
|