|
يكشنبه ۰۳ مهر ۱۳۹۰ ساعت ۱۵:۰۹ |
|
فروزش فصلنامهای در حوزهی ایرانشناسی و ایرانپژوهی است که در پاسخ به نیاز روزافزون شناخت جوانان از تاریخ و فرهنگ میهنِ کهنسال خود زاده شده است. دوره جدید این فصلنامه به مدیرمسوولی علی رازانی و سردبیری علیرضا افشاری در چهار شماره منتشر شده است.
|
|
آخرین به روز رسانی در يكشنبه ۰۳ مهر ۱۳۹۰ ساعت ۱۵:۳۶ |
|
چهارشنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۰ ساعت ۲۳:۳۰ |
|
دومین شماره از فصلنامهی فروزش را در آغاز سالی نو و پس از نوروزی دیگر، پیشکش دوستداران ایران و تاریخ و فرهنگش میکنیم؛ نوروزی که تنها جشنِ ما نیست، بلکه - همانگونه که سال به سال توجه جهانیان به آن افزون میشود - جشنِ همهی انسانهاست و فراتر از سرور و شادیِ انسان برای گذراندن سالی پرفراز و فرود، جشن یگانهگیاش با طبیعت است.
|
|
چهارشنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۰ ساعت ۲۲:۳۶ |
|
زبان فارسی، از یادگارهای گرانقدر نیاکان ماست که از گذشتهی بسیار دور، آثار ارزشمند ادبی بسیاری از آن بر جای مانده است. این زبان، سدههای پیاپی، زبان رسمی و فرهنگی بخش بزرگی از جهان، از آسیای میانه تا آسیای صغیر و میانرودان و تمام شبهقارهی هند بوده است و بهاین ترتیب، گسترهای که باشندگانش خویشاوندان فرهنگی هستند، همه با بهیاری این زبان تجربههای خویش را ثبت کردهاند؛ چه، ادبی و چه، دانشی.
|
|
آخرین به روز رسانی در چهارشنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۰ ساعت ۲۲:۴۷ |
|
سه شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۰ ساعت ۱۴:۱۷ |
|
آثاری از: توران شهریاری، هما ارژنگی، مهدی میرآقایی، کاوه مرادی، امین محمودی و محمدتقی حُرآبادی
|
|
دوشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۰ ساعت ۲۳:۲۰ |
|
بدون تردید از هنگامی که مفاهیمی چون «ایران»، «ایرانزمین» و «ایرانشهر» مطرح شدند، دغدغهی پاسداری از این ایران، مرزهایش و حتّا هویت فرهنگی و ارزشهای تمدّنی آن نیز شکل گرفتند. نوشتههایی همچون: «یادگار زریران»، «شاهنامه»ها و حتا اسناد رسمی دولتی نشانهای از این ادعا هستند و البته فراتر از استورهها و تاریخ، این واقعیت که ایرانی هزاران سال است میراثی همچون نوروز و انبوهی از دیگر مظاهر فرهنگی دیرینهی خود را حفظ کرده است، دلیلی آشکار بر ارادهی مردمان این سرزمین به نگهداری از تمدن و فرهنگ خود است.
|
|
دوشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۰ ساعت ۲۰:۱۹ |
|
ژنرال همّتزاده پس از فروپاشی شوروی و به دنبال تشکیل حاکمیت نژادگرایانهی «جبههی خلق» در باکو، و پس از آغاز طرحهای جدّی این حکومت برای محو آثار تاریخی و فرهنگی ایرانی و از جمله برخورد با فرهنگ، هویّت و موجودیّت قوم کهن و تاریخی تالش، کمر همّت بست و «جمهوری دمکراتیک تالش ـ مغان» را با یاری مردم تالش و بدون وابستگی به کشورهای خارجی، به مرکزیت «لنکران» تشکیل داد.
|
|
آخرین به روز رسانی در دوشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۰ ساعت ۲۰:۲۶ |
|
يكشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۰ ساعت ۱۵:۱۷ |
|
وقتی از استاد شکیبا میپرسم چگونه شروع کردی، چگونه میاندیشی و به کجا میروی؟ میگوید: «مگر میتوان نادیده انگاشت خِرَد فردوسی، عشق حافظ، حکمت سعدی و انسان مولانا را که جانمایهی فرهنگ دیرپای این مرزو بوم است؟ سیلی را دیدم که مرا با خود برد تا سرزمین نیلوفرهای آبی، تا مه، تا سپیدی سپید، تا عشق. وقتی سر از آب بیرون آوردم خود را میان تالابی یافتم که پر از نیلوفر و زنبقهای رنگارنگ بود. گویی خرد هستیبخش فرمان داد که هنرمند باشم و فروهر در من حلول کرد که نیک اندیشه کنم و زیباییها را ببینم و زشتیها را بزدایم و اهریمن را از خود برانم.
|
|
آخرین به روز رسانی در پنجشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۴۱ |
|
يكشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۴۱ |
|
آیا در سراسر سههزارهی گذشته، نشیمنان کرانهی جنوبی، هماره و یکسره تازی (عرب) بودهاند، یا تازیان از واپسین کوچندگان به این سامان به شمار میآمدهاند؟ آیا در سراسر سه هزارهی گذشته، و پیش از آن، تازیان، یا دیگران، تمدّنی درخشانتر از تمدن بخش شمالی خلیج پارس (دریای پارس) به ارمغان آوردهاند؟ آیا از زمان ایلامیان تا دوران مادها و هخامنشیان، تا روزگار قاجاران که سستترین فرمانروایی در ایرانزمین تا آغاز سدهی بیستم میلادی به شمار میآمده، در جنوب خلیج پارس (دریای پارس)، دولت- کشوری بومی که گستردهتر یا چیرهتر و دارای حاکمیتی فراگیرتر از فرمانرواییهای شمال خلیج پارس باشد، سر برآورده است؟
|
|
آخرین به روز رسانی در يكشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۵۳ |