رویه نخست زبان و ادب فارسی شعر سپاهان - سرودهٔ بانو هما ارژنگی
سپاهان - سرودهٔ بانو هما ارژنگی PDF چاپ رایانامه
نوشته شده توسط هما ارژنگی   
شنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۵۵

تازه‌ترین سرودهٔ بانو هما ارژنگی به مناسبت یکم آذرماه، روز اصفهان

در  دل گشا  صبح  فریبای خزانی /  از  بام  این  آتش‌ سرای  باستانی

پرواز من آنک به سوی اسپهان است / شهری که در پندار من نقش جنان است

تهمورث  استوره‌ای آن را  پی‌ افکند / نامش  نهادی «گابیان»  شاه  فرهمند

در شهر «جی» یا «گابیان» فرخ نژادان /  بودند  با مهر و خرد  بر  راه  یزدان

زینسان گذشتی  قرن ها  تا آن که ضحاک /  رنگین نمود از خون پاکان سینه خاک

آنگه یکی چرمینه پوشی در زمانه /  پیکا ن او  بر قلب اهریمن  نشانه

آن کاوه دشمن شکن، آن جان آگاه /  بر کار شد تا برکند بنیان بدخواه

از بهر آزادی چو گردی سر بر آورد /  ضحاک  دژخو را به زندان ابد کرد

شد اسپهان یک بار دیگر، شهر یاران /  شهر سپاه  و سرزمین شهریاران

اما سپاهان، ماجرا بسیا ر دارد /  بس  یاد گار  از  دشمن غدار دارد

جور چغانی و مغول، تیمور و افغان /  تاراج و کشتار و ستم،  بیداد ترکان

بر  پیکر آزاده اش  زد  ناگهانی  / ویرانه شد بام و درش آنسان که دانی

با آن که از بیداد و کین خاکش به سر شد / وان زنده رودش غرقه در خون جگر شد

با آن که  بس بیگانه بر جانش تبر زد / هر بار چونان شاخ تر از ریشه سر زد

شد  تاج  زرین هنر اندر زمانه / بر تارک ایران زمین  شد جا ودانه

اینک به هر کوی‌اش نشانی از هنر بین / اعجاز نقش و قدرت دست بشر بین

ایوان و کاخش  دل‌ربا  و شادی افزا /  بر  گنبدانش  آیت  یزدان هویدا

گر بنگری بر صنع حمام و منارش / حیران شوی زین گوهران شاهوارش!

تاق و رواق و کاشی و محراب و تالار /  سقف و ستون و مسجد و میدان و بازار

سنگابه‌های مرمر و صحن شبستان / نقشی عجب، ز اندیشه پویای انسان

ور بگذری بر آستان تخت پولاد /  وز  رفتگان  خفته در خاکش کنی یاد

بینی تو چندان عارف و پیر خردمند / دل کنده از قید جهان و رسته از بند

وی بس سرای کاروان وامانده تنها /  کز کاروانش آتشی  نامانده  بر جا

اینجا  کلیسا و کنیسه همجوار است  / یعنی به هرنامی بشر جویای یار است

پل های  زیبا  یادگار  روزگاران / هرسو گشوده دست یاری سوی یاران

خواند تو را هر دم  به شهر آشنایی /  تا  بردرد  طومار غمناک جدایی

شهر هنرهای  گران  باشد  سپاهان /  درگاه  مردان جهان باشد سپاهان

از پور سینا،  صائب و شیخ بهایی / وز  نغمه سازان  زمان  تاج  و  کسایی

ارحام صدر و مهر یار و آن هنرفر / استاد علی اکبر همان معمار  بر تر

گر برشمارم صد چنین از  زبده یاران /  باشد همانا  اندکی از بی شماران

هان ای کهن شهر ز دوران مانده  برجا /  پاینده مانی  با شکوه  و  فر و زیبا

حاشا  مبادا  بینمت دلگیر و غمناک /  یا زنده رود پرخروشت بستر خاک

باشد که ماند تا ابد پرجوش و پویان / خواند به شادی: زنده و پاینده ایران!

 

ديدگاه بنويسيد


كد امنيتي
بازيابي

آمار

هموندان : 34
محتوا : 5059
پیوندها : 159
بازدیدهای محتوا : 1526022

باشندگان در تارنما

 46 مهمان حاضر

خبرنامه

نام:

رایانامه:

ایران‌بوم، همه‌ی ايران‌دوستان را عضو تحريريه‌ی خود مي‌داند. ايران‌بوم در ويرايش نوشتارها آزاد است.

من یار مهربانم
کتـاب بهترین هدیه است. نوروز 1391 خورشیدی به عزیزان خود کتاب عیدی دهید.

موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان
می‌خواهم در طرح 1000 تومانی محک شرکت کنم