دیلمان و تازیان PDF چاپ رایانامه
پنجشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۵۶

برگرفته از فر ایران

احمد كسروی

پس از پیدایش اسلام و برافتادن پادشاهی ساسانیان، سرتاسر ایران از رود فرات تا رود جیحون و از خلیج‌فارس تا قفقاز و در بند، به دست تازیان افتاد. در رشته كوهستان البرز، مردمانی1 كه عمده ایشان دیلمان و  تپوران2 (مردم طبرستان) بودند، تازیان را به سرزمین خود راه نداده، یوغ بندگی آنان به گردن نپذیرفتند و با همه زور و توانایی كه در آن وقت كشور گشایان تازی را بود و كوه و دشت از سهم و هیبت ایشان می‌لرزید، مردم این یك قطعه كوهستان، رام و زبون ایشان نشده و استقلال و آزادی خود از دست ندادند.

ولی تپوران با آن كه از هر حیث بزرگتر و نیرومندتر از دیلمان بودند، با تازیان پیمان آتشی بسته، ترك جنگ و دشمنی گفتند و پس از مدتی هم تازیان با هر تلاشی بود به ولایت ایشان درآمده و سراسر دشت و هامون آن جا را تصرف نمودند و تنها در برخی كوهسارها بود كه پادشهانی از بومیان، حكم‌رانی و استقلال داشتند ]به شرحی كه در تاریخ‌ها نگاشته است[. اما دیلمان برخلاف تپوران، در دشمنی و كینه ورزی با تازیان سخت ایستاده‌گر آشتی و طلب زینهار نگردیدند. و بدین اكتفا نكردند كه در كوهستان خود آزاد زیسته از تعرض دشمنان آسوده باشند بلكه هنگام فرصت برتازیان تاخته و از كشتار و تاراج دریغ نمی‌كردند. این بود كه تازیان، قزوین رابدان سان كه در زمان ساسانیان بود، لشگرگاه یا « ثغر» قرار داده سپاهی از غازیان و مرابطان در برابر دیلمان بنشاندند.

تا اواخر قرن سیم هجری، این ترتیب میانه دیلمان و تازیان برقرار و بیش از دویست و پنجاه سال « به ویژه تا اواخر قرن دوم»، جنگ و زد و خورد پیاپی در كار بود. دیلمان از بزرگترین و سهم‌ناك‌ترین دشمنان تازیان شمرده می‌شدند و نام دیلم همه جا معروف  و حمله و هجوم نابهنگام و بی‌باكانه آن گروه ضرب‌المثل بود. 3 خلفا هركرا به والی‌گری جبال (عراق عجم) می‌گماردند، مهم‌ترین وظیفه او بود كه با دیلمان جنگ كرده، جلو تاخت و هجوم آنان بگیرد.

در همین زمان‌هاست كه حدیث‌هایی از زبان پیغمبر (ص) در فضیلت قزوین و ثواب نشستن در آن جا روایت كرده‌اند. از جمله می‌گویند فرمود: قزوین یكی از درهای بهشت است هر كه یك روز و یك شب در آن جا به نیت جهاد نشیمن كند، بهشت بر او واجب شود. 4 معلوم است كه ترس و رعب دیلمان، تازیان را فرو گرفته بود و كسی مایل به نشستن در قزوین نمی‌شده، این حدیث‌ها را برای تشویق و برانگیختن مردم روایت كرده‌اند و گرنه چنان كه یاقوت حموی متعرض شده صحت آن‌ها را نتوان باور نمود. شگفت است كه شكوه و توانایی تازیان در این زمان‌ها به آخرین درجه رسیده و از كوه‌های پیرینه در اروپا تا تركستان چین در میانه‌ی آسیا، فرو گرفته بود و تازیان كوه‌های پیرینه را در نوردیده تا كنار رود لوار در خاك فرانسه به تاخت و تاز می‌پرداختند و سرتاسر اروپا از سهم و رعب ایشان می‌لرزید. با این حال چگونه بود كه در گوشه‌ای از ایران یك مشت مردم كوهستانی را زبون و رام ساختن نمی‌توانستند؟!

نتوان گفت كه تنها سختی كوهستان دیلم و انبوهی جنگل‌ها بود كه تازیان را عاجز و درمانده می‌ساخت چه تازیان در همه جا از این كوه‌ها و جنگل‌ها بسیار دیده و درنوردیده بودند. باید گفت علت عمده، همانا مردانگی و دلاوری دیلمان و قهرمانی‌ها و جانبازی‌ها بود كه آن مردم در راه نگاهداری مرز و بوم خود و دفع دشمنان بیگانه آشكار می‌ساختند.

در حقیقت زندگانی دیلمان در این دوره، سراسر قهرمانی و بهادری و در خور آن بوده كه در تاریخ‌های ایران به تفصیل نگاشته شود. ولی افسوس كه در تاریخ‌های ایران، هرگز یادی از این داستان‌ها نكرده‌اند و شاید اگر بویه‌یان و زیاریان نبودند، در تاریخ‌های ما نامی از دیلم برده نمی‌شد. در تاریخ‌های صدراسلام نیز اگر چه در ضمن حوادث آن زمان‌ها، نام دیلم فراوان برده می‌شود و پیداست كه چه اهمیتی داشته‌اند ولی از احوال این طایفه چیزی نمی‌نویسند و درباره جنگ‌هایی كه پیاپی میانه‌ی ایشان و تازیان روی می‌داد، جز خبرهای مجمل و كوتاه در این جا و آن جا نتوان یافت.

نقل از : كتاب شهریاران گمنام
 

 

1ـ از جمله « موغان» و « تالشان» بودند كه موخران اسلام «موقان» و « طیلسان» نگاشته‌اند، هم چنین طایفه‌ای به نام « ببر» كه اكنون نشانی از او باز نمانده.

2ـ نام قدیم مردم مازندران « تپور» و نام فارسی آن ولایت هم « تپورستان»، آن چنان كه در سكه‌هایی كه در قرن‌های نخستین و دوم هجرت در ولایت مذكور به نام پادشاهان بومی یا به نام حكمرانان مسلمان زده‌اند و اكنون به فراوانی موجود است، همه جا نام ولایت با خط پهلوی « تپورستان» است. « طبرستان» معرب این كلمه و طبری معرب « تپوری» است.

3ـ  طبری در حوادث سال 60 تفصیلی می‌نویسد كه عبیدالله بن‌زیاد خیال گرفتن عبیدالله ابن‌الحر نامی از بزرگان كوفه كرد وی آگاهی یافته از شهر بیرون رفت و قصیده‌ای در تهدید ابن‌زیاد گفت كه از جمله این بیت است:

فكفوا والاذدتكم فی كتائب

اشد علیكم من زحوف الدیالمه

معنی آن كه: دست بردارید و گرنه به دفع شما برخیزم با دسته‌هایی كه در حمله و هجوم سخت‌تر از دیلمان‌اند.

3ـ معجم‌البلدان و نزهت القلوب، كلمه‌ی قزوین دیده شود.

 

دیدگاه‌های خوانندگان  

 
0 #1 عباس ۱۳۹۱-۰۲-۲۸ ۱۴:۴۷
تاریخ رو هرگز نباید فراموش کرد.

بزرگترین ویژگی تاریخ اینِ که

تاریخ تکرار میشود
نقل‌قول
 

ديدگاه بنويسيد


كد امنيتي
بازيابي

در همین زمینه

آمار

هموندان : 34
محتوا : 5059
پیوندها : 159
بازدیدهای محتوا : 1526309

باشندگان در تارنما

 141 مهمان حاضر

خبرنامه

نام:

رایانامه:

ایران‌بوم، همه‌ی ايران‌دوستان را عضو تحريريه‌ی خود مي‌داند. ايران‌بوم در ويرايش نوشتارها آزاد است.

من یار مهربانم
کتـاب بهترین هدیه است. نوروز 1391 خورشیدی به عزیزان خود کتاب عیدی دهید.

موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان
می‌خواهم در طرح 1000 تومانی محک شرکت کنم