| مادر مهربان |
|
|
|
| جمعه ۱۶ دی ۱۳۹۰ ساعت ۲۲:۲۲ |
|
برگرفته از روزنامه اطلاعات
ساعت سه بعداز نیمه شب بود که صدای تلفن پســـر را از خواب بیدار کـــرد. پشت خط، مادرش بـــود. پسر با عصبانیت گفت: چرا این وقت شب مرا از خواب بیدار کردی؟ مادر گفت: پسرم! 25 سال قبل، درست در همین موقع شب تو مرا از خواب بیدار کردی. الان، فقط خواستم بگویم تولّدت مبارک. پسر از اینکه دل مادرش را شکسته بود. تاصبح خوابش نبرد. صبح سراغ مادرش رفت، وقتی داخل خانه شد مادرش را پشت میز تلفن با شمع نیمه سوخته در روی کیک یافت... ولی مادر دیگر دراین دنیا نبود. فرستنده: مرتضی اقدسی |
در همین زمینه
آمار
هموندان : 34محتوا : 5059
پیوندها : 159
بازدیدهای محتوا : 1526102
باشندگان در تارنما
49 مهمان حاضرخبرنامه
| ایرانبوم، همهی ايراندوستان را عضو تحريريهی خود ميداند. ايرانبوم در ويرايش نوشتارها آزاد است. |






دیدگاههای خوانندگان
خوشم آمد مرسی از داستان
خبرخوان برای دیدگاههای این نوشتار