| پرونده شنیداری خلیج فارس - سرودهٔ بانو هما ارژنگی |
|
|
|
| پنجشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۱۶ |
|
پرونده شنیداری سرودهٔ خلیج فارس با صدای شاعر را از اینجا دریافت کنید.
گنجینه های ملی این سرزمین در طول هزاره ها با خون جانبازان ایرانی پاسداری شده اند و هیچ دشمنی زهره تجاوز به آنها را نخواهد داشت. اَلا ای سرزمینِ خرم و مینو نشانِ من، بلند آوازهی دوران، بهارِ بی خزانِ من، تو ایرانی، تو مًلکِ پهلوانانی، تو مهدِ سخت جانانی دلت دریا، ستبرِ سینه ات آماجِ توفان ها تو در گسترده تاریخ - یکتا گردِ میدانی تو را از سند تا پامیر، از قفقاز تا جیحون، تو را تا پهنهی رود فرات و دجله من گسترده میبینم ... چو شهباز خیالم در هوایت بال میگیرد، به دشت و قله و دریا و رود و جنگل و هامون به هر سو میکنم مأوا، از آن اوج خیال انگیزِ جان افزا، خلیج فارس را میبینم که چون فیروزهای رخشان، به امواج بلند و نقره گون، با من سخن گوید: آن دریای گوهرزای ایرانی هزاران سالهی مانای تاریخم منم نستوه و بشکوه و بلند آوا خروشان و ستبر آغوش و پر غوغا کهن سالم، کهن چون خطهی جاوید ایرانم که غیر پارس، نامی را سزای خود نمی دانم ... دمی بر ساحلم بنشین، دمی بر چهره ام بنگر به شب هنگام، کز نورِ سپیدِ ماهتابِ آسمان بر سینه ام سیماب میبارد، شبانگاهان که امواجِ درخشانم زرقصِ ماهیان پًر تاب میگردد، تو پنداری فریبا آسمانی پر شهابم من و یا در چشم بی خوابِ زمین جادوی خوابم من! بسی گوهر نهان دارم. من آن گنجینهی نابم، که در و لؤلؤ و مرجان زر ناب(1) و مروارید غلتان از برایت ارمغان آرم ... ز ایران و انیران، کاوه و ضحاک، در دل یادها دارم ... همان دریای پرجوشم که در دوران دورم همان شاهی که مصر و ترعه اش بگشاد(2)
و آگاهم من از آن روزگار فتنه و آشوب آن روز نگون بختی، که قومی گرسِنه، نادان و سرگردان، چو توفانی به قلب تیسفون ناگاه تازیدند همه گنجینه ها، زیر و زبر کردند تمام یادمان علم و دانش را، بسوزیدند درفش کاویانی، اعتبار و فخر ایرانی به چنگ و ناخن و دندان بدریدند و هر جایی گذر کردند، گرد مرگ پاشیدند ...
هم از آن بابک خرم(5) دلیرِ کوهِ بَذ آن گًردِ ایرانی، که کاخ ظلم را از پایه میلرزاند، و یا یعقوب نام آور، که پیکارش، نبرد نور و ظلمت بود، و یا فرزند بویه(6)، آن دلیرِ خطه دیلم من از جانبازی این سرفرازان در دل خود، یادها دارم ... چو هنگام بهاران، خون سرخ نازنین فرزند ایران، دشت ها را از شقاق های خاک عاشقان گلگونه میدارد، من از آن یادگار ننگ و بیداد عرب بر خویش میپیچم.
با خیل جانبازان ایرانی چه ها کردند؟! و آن گًردانِ جان برکف، زخوزی و خراسانی، دلیر آذری، کرد و سپاهانی، و یا گیل و بلوچ و دیلمی، اقوام ایرانی
هزاران ساله مانای تاریخم که تا خورشید میتابد و تا خون در رگِ فرزندِ ایران گرم میجوشد،
پی نوشت ها: 1_ در ته «خلیج پارس» و در دل زمین های ساحلی آن منابع مهمی از نفت یافت میشود که این منطقه را از پرثروت ترین و غنی ترین منابع نفتی جهان میرساند. مروارید و صدف و مرجان و انواع ماهی نیز از منابع مهم ثروت در خلیج فارس و جزایر آن به شمار میروند. 2_ نام «دریای پارس» از روزگار هخامنشیان بر روی خلیج فارس گذاشته شده است. در کتیبه یی که از داریوش بزرگ پادشاه هخامنشی، در نزدیکی تنگه سوئز (در مصر که دو هزار و چهار صد سال پیش جزو قلمرو پادشاهی او بوده) یافته اند، از این خلیج با نام «دریایی که از پارس آید» یاد شده است. 3_ «اردشیر ساسانی»، نخستین پادشاهی که به اعراب آواره شبه جزیره عربستان اجازه داد تا در کناره های خلیج فارس و دریای مکران (عمان) به خط ساحلی نزدیک شوند.
4_ «بابک خرم دین»، از چهره های قهرمان و مبارز جنبش خرم دینان است. بابک با پشتیبانی مردم آذربایجان و عراق به مدت 22 سال از سال 200 تا 222 ق (216-194 خورشیدی ) به مبارزه با دستگاه خلفای عباسی ادامه داد و سرانجام با حیله به دام افتاد و به قتل رسید. 5_ «یعقوب لیث صفاری» از عیاری به پادشاهی رسید. وی نخستین کسی بود که پس از سلطه اعراب بر ایران، در پی برانداختن خلیفه برآمد اما مرگ مجالش نداد.
|
در همین زمینه
آمار
هموندان : 34محتوا : 5004
پیوندها : 159
بازدیدهای محتوا : 1509748
باشندگان در تارنما
48 مهمان حاضرخبرنامه
| ایرانبوم، همهی ايراندوستان را عضو تحريريهی خود ميداند. ايرانبوم در ويرايش نوشتارها آزاد است. |




