رویه نخست اتحادیه نوروز نوروز «نوروز» باشکوه‌ترین جشن جهان
«نوروز» باشکوه‌ترین جشن جهان PDF چاپ رایانامه
نوشته شده توسط مهرداد معمارزاده (ایران‌مهر)   
دوشنبه ۰۱ فروردين ۱۳۹۰ ساعت ۰۴:۰۰

مهرداد معمارزاده (ایرانمهر)

نشان ايران بوم به مناسبت نوروز 1390 خورشيدي
طرح نوروزی ایران بوم به مناسبت نوروز 1390 خورشیدی
طراح: بانو آسیه صدیقیان

 ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی            ازین باد ار مدد خواهی، چراغ دل برافروزی

سرانجام تلاش‌های چندین سالۀ فرهنگ‌دوستان به بار نشست و نوروز ایرانی در جایگاه «میراث فرهنگی بشری» از سوی سازمان علمی- فرهنگی یونسکو پذیرفته شد، و در نشست جهانی سازمان ملل نیز در شمار روزهای جهانی جای گرفت. پذیرش این میراث معنوی مشترک از سوی کانون‌های بزرگ «علمی- فرهنگی» و نیز سیاسی جهان، گنجایش و توان بالای فرهنگ ملی ایرانیان و جایگاه والای این روز بزرگ در تاریخ زندگی ملت‌هایی را نشان می‌دهد که نوروز ایرانی را ارج می‌نهند.
نوروز جشنی است که «شب چهارشنبه‌سوری» با برافروختن آتش به پیشوازش می‌آید و جشن «سیزده به در» نیز با سپردن سبزۀ هفت‌سین به دشت و آب روان، آن را بدرقه می‌کند. از دیرباز تاکنون، آیین‌هایی با این جشن همراه بوده که برخی از آن‌ها مانند کاشتن سبزه، خانه‌تکانی، کوزه‌شکنی، سفرۀ هفت‌سین و ...، هم‌چنین کمک به نیازمندان و نیز رفتن بر مزار رفتگان و درگذشتگان در پنجشنبۀ پایانی سال، امروزه نیز هم‌چنان در میان ایرانیان روایی دارد. یَشت‌ها- ج 1: «پیش از آنکه اهورامزدا جهان خاکی را بیافریند، فرَوَهر هر یک از آفریدگان نیک این گیتی را به نوبۀ خود برای نگهداری آن آفریدۀ جهانِ خاکی فرو می‌فرستد و پس از مرگ آن آفریده، فروهر او دیگر باره به سوی آسمان گراید و به همان پاکی ازلی بماند. اما هیچگاه کسی را که به وی تعلق داشت فراموش نمی‌کند و هر سال یکبار به دیدن وی می‌آید و آن هنگام جشن فروردین است، یعنی روزهایی که برای فرود آمدن فروهرهای نیاکان و پاکان اختصاص دارد».

نوروز 1390 همايون

جشن «نوروز» جشن سپاسگزاری آدمیان به پروردگار است و نگاه به آیین‌های کهن نوروز، پاسداشت فرهنگ بومی این سرزمین به شمار می‌آید. ریشۀ پهلویِ واژۀ نوروز، «نوک‌روچ»  یا «نوگ‌روز» بوده است. واژۀ «جشن» نیز در فارسی امروز به معنای روز شادمانی همگانی و ملی است. دکتر محمد معین درین باره می‌فرمایند: «کلمۀ جشن هم که در این اصطلاح به کار رفته با «یشتن» پهلوی و «یزشن» پازند و نیز «یسنا» و «یشت» اوستایی از یک ریشه و به معنای نیایش و ستایش، و بر پا داشتن آیین و رسوم و تشریفات است». نوروز جشنی است کهن، که هزاران سال پیشینه دارد. نوروز نه تنها در فرهنگ و تاریخ سرزمین‌های ایرانی‌تبار جشنی بی‌همتاست، که در جهان نیز هم‌ترازی ندارد. بر پایۀ استوره‌های پیش از اوستا و ودا، «نوروز» در زمان یمَه‌خشَثرَه (جمشید- شاه درخشان) شاه پیشدادی (پاراداتا) بنیاد یافته است. این استوره‌ها، خود فراتر از پنج تا هفت هزار سال پیش، به نگارش درآمده‌اند. («استوره» تاریخ بی‌زمان است، نه افسانه (میت- میتولوژی!))

درین استوره‌های کهن آمده که، چون یما بر اورنگ شاهی نشست، دیوان را بشکست و به فرمانبرداری وادار نمود. یمای درخشان، دیوان را بفرمود تا کان‌ها بکَندند ... و به ژرفای دریاها روند و گوهرها برون نمایند. و آنگاه آفریدگار، یما را از زمستان سخت با سرمایی نابودگر که در پیش بود، آگاه ساخت. پس یما را بفرمود تا برای پاسداشتِ جان آدمیان و جانوران و گیاهان، وَر (پناهگاه) بسازد، و از هر گونۀ جانوری و گیاهی یک جفت را در آنجا گِرد آورد، تا بدانجا باشند و تباه نگردند. در استوره‌ها آمده، زمستانِ پر از یخبندان بیامد، اما سرانجام مژدۀ پایان آن هم رسید و یما جشنی پرشکوه برپا کرد، که همین جشن نوروز است؛ و تا امروز با همۀ سرد و گرم روزگار و آن همه تیغ و آتش که زادگاهش را بارها درید و برید و پاره کرد و بسوخت و خاکستر ساخت و غرقه در خون نمود، خداوندگاران فرهنگ ایرانی هرگز آن را فراموش نکردند. بیرونی در آثارالباقیه، داستان پدید آمدن نوروز را چنین می‌نویسد، «جمشید زیاد در شهرها گردش می‌کرد و چون خواست به آذربایجان داخل شود، بر سریری از زرّ نشست و مردم به دوش خود آن تخت را می‌بردند، و چون پرتو آفتاب بر آن تخت بتابید و مردم آن را دیدند، آن روز را عید گرفتند».
و اما یما خود دچار فرجام سخت می‌گردد. چون دیوان را کار گِران آمد، پیش اهریمن برفتند و نزد او بنالیدند و چاره بخواستند. اهریمن خود را به سان فرشته‌ای بر یما نمایان ساخت و او را فریب داد و بدین گونه، فرّ ازو رخ تافت؛ و یما، دل‌آزرده تخت و تاج و مردم هُمای‌بخت خویش را به ضحاک ستمگر وانهاد، تا اینکه فریدون (تریتونا)  پسر آتبین و برادرزادۀ یما، ضحاک را به گرز گاوسر بکوفت و کشور و مردم را از ستم و برد‌گی او رهانید.

به هر روی، کارنامۀ تابناک جمشید، نامش را در یادمان ملی ما ایرانیان، به سان «یمای درخشان» جاودانه ساخت. چنانکه همۀ رخدادها در درازنای این هزاره‌های رفته، یاری نابودی آن را نمی‌یابد. برگزاری جشنی بزرگ، ساز و آواز و شادمانی و دست‌افشانی و پایکوبی، بخشش به کارگزاران دولت، چامه‌سرایان و نیز سردارانی که کارهای شایان آنان شایستۀ گرامیداشت بود، باریابی مردم، بخشش ماندۀ پاداَفرَه بَندیان، و ده‌ها رویداد شاد و امیدبخش دیگر، به نوروز شکوهی ویژه می‌بخشیده است. شهمردان رازی در روضه‌المنجمین می‌نویسد، «آنچه معروف است آن دانند که خسروان چون نوروز بودی بر تخت نشستندی، و پنج روز رسم بودی که حاجت مردم روا کردندی و عطاهای فراوان دادندی».
در شاهنامه‌ می‌خوانیم، پس‌ از تهمورث‌، پسرش جمشید به‌ تخت‌ نشست‌ و همۀ‌ مرغان‌ و دیوان‌ و پریان‌ به‌ فرمان‌ او درآمدند.‌ سپس تختی‌ ساخت‌ که‌ هرگاه‌ می‌خواست، دیوان‌ آن‌ را برداشته‌ و به‌ آسمان‌ می‌بردند و در روز هرمزد فروردین‌ برین‌ تخت‌ بر آسمان‌ رفت‌ و جهانیان‌ این‌ روز را روز نو خواندند.

به فرّ کیانی‌ یکی‌ تخت‌ ساخت            چه‌ مایه‌ بدو گوهر اندر نشاخت
چو خورشید تابان میان هوا            نشسته برو شاه فرمانروا
سر سال‌ نو هرمز فرودین            برآسوده‌ از رنج‌ تن، دل ز کین
به جمشید بَر، گوهر افشاندند            مر آن‌ روز را روز نو خواندند
چنین‌ جشن‌ فرخ‌ از آن‌ روزگار            بمانده از آن‌ خسروان‌ یادگار

نوروز جمشيدي خجسته باد

هم‌چنین، تا نوروز فرا نرسیده‌، کیخسرو نمی‌تواند به‌ جام‌‌جم‌ بنگرد و رازها ببیند. چرا؟ زیرا تنها در بهار است‌ که‌ بار دیگر زندگی‌ آغاز می‌گردد. این همان آغاز زندگی‌ گیاهی است‌ که‌ به‌ استورۀ‌ «مشیه‌ و مشیانه»‌ و «یم‌ ویمگ»‌ بازمی‌گردد. پس کیخسرو، تنها در نوروز است‌ که‌ می‌تواند جام‌‌جم‌ را در دست‌ گرفته‌ و راز هفت کشور دریابد.
یکی‌ جام‌ برکف‌ نهاده‌ نَبید            بدو اندرون‌ هفت‌ کشور بدید
زمان‌ و نشان‌ سپهر بلند            همه‌ کرده‌ پیدا، چه‌ و چون‌ و چند
نوروز کهن هم‌هنگام با جهانشاهی هخامنشی، در مصر نیز روایی یافت. آیین‌های نوروز ایرانی تأثیر فراوانی در نوروز قبطی، به جای گذارده است. از همین جا می‌توان دانست که نوروز و برگزاری آن، به روزگار هخامنشیان نیز هم‌چون گذشته، شکوهی ویژه داشته است. هم‌چنین از برپایی جشن مهرگان در روزگار اشکانیان هم می‌توان پی ‌برد که نوروز نیز به همان گستردگی جشن گرفته می‌شده است؛ و برخی نکته‌ها در منظومۀ «ویس و رامین» فخرالدین اسعد گرگانی که متن آن به روزگار اشکانی می‌رسد، نشان‌دهندۀ آن است. دربارۀ نوروز به روزگار ساسانی، رخدادنگاران ایونی (یونان) نوشته‌اند که‌ ژوستین‌ دوم‌ امپراتور روم‌ کمی‌ پس از به‌ تخت نشستن، فرستاده‌ای به‌ دربار خسرو انوشَه‌روان‌ فرستاد. اما او در شهرهایی که‌ سر راه‌ بود، از برای فراهم آمدن زمینه‌های جشن نوروز، در کارش درنگ پدید آمد. از اینجا پیداست که‌ در روزگار ساسانیان نیز‌ جشن باشکوهی‌ برای‌ نوروز بجای می‌آورده‌اند.
شادی‌ و سرور در نوروز، چندان‌ دور از اندیشه نیست. زیرا جهان‌ رنگی‌ دیگر به‌ خود می‌گیرد و زمان‌، زمانِ‌ زایش‌ زمین‌ و گیاه‌ است‌. سال‌ از روزگاران بس کهن به‌ چهار پارۀ سه‌‌ماهه یا گاه‌اَنبار (: فصل- این با شش گهنبار «آیین بهی» یکی نیست)‌ بخش می‌شده است،‌ که‌ نام‌های پهلوی‌ آن‌ها چنین‌ است‌، «وهار، هامین، پاتیژ و زمستان»‌. و اما اینکه از چه‌ روزگاری این‌ جشن همگانی شده، نخست بهتر است‌ بدانیم که‌ گاهشماری‌ از چه‌ زمانی‌ پدید آمده؟ در گذشته‌های دور، از آنجا که سال را به برهان باور ایرانیان به دوازده هزاره، به دوازده ماه بخش می‌کردند (نیز 12 بخش کردن روز و شب)، و هر ماه را سی روز گمان می‌نمودند، با چشم‌پوشی از دقیقه‌ها و ثانیه‌ها، پنج روز دیگر می‌ماند که پنجه نامیده می‌شود (در پهلوی بهیزک و وهیجک). اما به هر روی، نزدیک‌ترین سالشمار جهان به سال خورشیدی «گاهشمار خیامی (ایرانی)» است، که سال در آن 365 روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 46 ثانیه می‌شود. هر چهار سال یک بار سال را به 366 روز بشمرند و پس از هفت بار چهار ساله (یا 28 سال)، بار هشتم به جای اینکه سال چهارم را 366 روز بشمارند، با سال پنجم (سال سی و سوم) چنین کنند.
اما به هر روی، آنچه بیش از همه نوروز را جاودانه ساخته، جلوه‌های زیستی و مردمی آن می‌باشد. با نوروز، سال نو خورشیدی و زمان کار و کوشش آغاز می‌گردد. هزاران سال چنین بوده و اکنون نیز چنین است. آیین‌های نوروز، در گذشته‌های دور هم به مانند امروز بوده است. برای نمونه، هنوز هم دامادها به خانۀ نامزد خود خوانچۀ نوروزی می‌برند. دکتر نعمت‌الله فاضلی می‌گوید، «نوروز جهانی بود، اما با توسعۀ مسیحیت، آیین مربوط به نوروز محدود شد». یادآور می‌گردد، تا همین چند سدۀ پیش، سال نو در همۀ جهانِ شناخته شده «نوروز ایرانی» و برابر با 25 مارس در سالشمار اروپاییان بود. نشانۀ آن هم اینکه، می‌دانیم ماه‌های «سپتامبر، اکتبر، نوامبر و دسامبر»، در لاتین به معنای ماه «هفتم، هشتم، نهم و دهم» است. اما امروزه این ماه‌ها، ماه‌های  نهم، دهم، یازدهم و دوازدهم میلادی می‌باشند!  نزدیک به 4 سدۀ پیش و با پیشنهاد کلیسای انگلستان، سال نو غربیان از 25 مارس برابر با نوروز ایرانی، به 21 دسامبر  که برابر با یکم دی (شب چلّۀ ایرانی) بود، رفت. این روز که پیشتر با 4 روز جابجایی، در 25 دسامبر جای گرفته بود، امروزه کریسمس نامیده می‌شود! و بدین سان، این روز در کشورهای مسیحی‌نشین، جایگزین «نوروز» شد. دکتر فاضلی با نگاه به اینکه کهن‌ترین کارکرد نوروز، کارکرد هویتی آنست، می‌افزاید، «در قدیم‌الایام بنیان نوروز بر مبنای پیوند خانوادگی و روابط چهره به چهره و اهدای هدایا استوار بوده است. اما در دنیای امروز، پیوند خانوادگی محدود شده. نوروز یک فضای اجتماعی است، و هدایایی که داده می‌شود از روی میل باطنی است، و این تغییر و تحولات، در تعاون با دوستان معنا پیدا می‌کند».
یکی از جشن‌هایی که به پیش‌درآمد نوروز برپا می‌شود، جشن زیبا و کهن «شب چهارشنبه‌سوری» است؛ و می‌توان گفت امروزه تنها جشنِ بازمانده نزد ایرانیان است که به «یاد و پاسداشت گذر سیاوش از آتش» برگزار می‌شود. این جشن زیبا، اکنون هم با شکوه بسیار برگزار شده و میان مردم با آتش‌بازی و قاشق‌زنی و کوزه‌شکنی و جز آن بجا آورده می‌شود که هر کدام از آن‌ها نشانه‌هایی از آیین‌های ریشه‌دار ما ایرانیان است. در این جشن، هر کس سه بار از اَخگَر (شعله) آتش‌های هفتگانه گذر می‌کند. کهن‌ترین نوشته‌ای که از آن نام می‌برد و اکنون در دست است، کتاب تاریخ بخارا (286ـ348) است. این نوشته روشن می‌سازد که گزاردن جشن چهارشنبه‌سوری، در سدة چهارم نیز در ایران روایی داشته و از آیین‌های بسیار کهن ایرانیان به شمار می‌رفته است. مردم در این جشن نیز چون «سده» شهر را آذین می‌بستند و چراغانی می‌کردند و آتش می‌افروختند و آواز می‌خواندند و به پایکوبی و شادی می‌پرداختند. آورده‌اند، «... هم‌چنین در شب نوروز آتش برمی‌افروختند و این رسم تا عهد عباسیان نیز (در میانرودان) ادامه یافت و نخستین کسی که این رسم را نهاد هرمزد پسر شاهپور پسر اردشیر بابکان است». به راه انداختن آیین‌های «میر نوروزی» و «حاجی فیروز» نیز تا همین چندی پیش در بیشتر شهرهای ایران روایی می‌داشت، و در زمان قاجاریان در شهر قزوین این نمایش گرا‌نتر و شگفت‌انگیزتر از دیگر جاهای ایران برگزار می‌شد. اما شوربختانه امروزه این آیین زیبا و شادمانه، دارد به فراموشی سپرده می‌شود.
در تاریخ‌ها آمده، «بیست و پنج روز پیش از اینکه سال جوان بشود و بهار رخسار بنماید و جشن نوروزی پیش بیاید، درباریان را آیین بود که دوازده ستون از خشت خام در سرای شاه برپا می‌داشتند و روی هر یک از آن‌ها مشتی از دانه‌های گندم، جو، برنج، باقلا، ماش، کنجد، عدس، کافیشه، ارزن، ذرت، لوبیا و نخود می‌کاشتند. دانه‌ها اندک‌اندک جوانه می‌زدند و از درون خاک سر بر می‌آوردند، و به درخشیدن آفتاب بهاری، سبزه‌هایی رسیده و بلند می‌بودند». سبزه گذاشتن اکنون نیز در میان مردم ما انجام می‌پذیرد، و هنگام گشتن سال کهنه به نو، سبزه‌ها را بر میان سفرة هفت‌سین می‌گذارند و آن را تا روز سیزده نگاه می‌دارند.
و اما، از آیین‌های نوروزی که با بهروزی در زندگی پیوند دارد، «هفت‌سین» است. شمارۀ هفت از زمان‌های کهن در سرزمین ما، شمارگانی سپند شمرده می‌شود. در باورهای ایرانی، «آفرینش جهان» از نوروز به درازای شش روز بوده، که در هفتمین روز آن، «جمشید» شاه پیشدادی به تخت می‌نشیند. «آیین مهر» نیز بر هفت گام بوده، و هفت سَکرنه‌ای که ایرانیان آن‌ها را در میان ستارگان آسمان بازشناختند، هفت کرۀ «خورشید، ماه، تیر (عطارد)، ناهید (زهره)، بهرام (مریخ)، کیوان (زحل) و هُرمُزد (مشتری)» می‌باشند. هم‌چنین شش اَمشاسپند که به همراه اورمزد، هفت می‌شوند و ...، همگی نشان از سپندینگی شمارگان 7 در باورهای ایرانی دارد. در سفرۀ رنگین نوروزی هم، به آیینی، نماد زمینی سپندینگانِ هفتگانه را در «سینی» ویژۀ خود می‌گذارده‌اند. امروزه نیز هفت خوردنی که نام آن‌ها با «سین» آغاز گشته را بر سفرۀ هفت‌سین می‌نهند، «سیر، سرکه، سمنو، سماق، سنجد، سیب، سبزه». هم‌چنین، ایرانیان هرگز روزی را که «روز ماهی قرمز آزاد (سیزده نوروز)» نام گرفته، فراموش نمی‌کنند. «ماهی قرمز» در سفرۀ هفت‌سین، از دیرباز یادآور آگاهی ایرانیان بر این نکته بوده که، زندگی نخست در آب آغاز شده است؛ و این خود از نمادهای کهن آیین مهر نیز بوده، که پیش از برگزیدن نماد چلیپای ایرانی (چلیپ: صلیب) از سوی مسیحیان، نماد میتراییسم و سپس مسیحیت بوده است.
و دربارۀ «سیزده به در»؛ باور داشتن به بدشگونی شمارة 13، در هیچ یک از نوشته‌های کهن ایرانی نیامده؛ و به در کردن نحسی آن(!)، از یونان و مسیحیت به ایران راه یافت. اما جشن «سیزده به در» یادآور باوری کهن نزد ایرانیان بوده و نمونه‌ای از «دوازده هزاره» زندگی مردمان در گیتی به شمار می‌آید؛ که آنگاه به پایان رسیده و دوازده هزارۀ نو آغاز می‌شود. ازین رو، جشن «سیزده به در»، پس از 12 روزی که از نوروز گذشته، یادآور آغاز دوبارۀ زندگی در سال نو برای ایرانیان می‌باشد.
نوروز جشن خوشی و امید، جشن آغاز بهار و سال نو، یادمانی از یادمان‌های پسندیدۀ ملی و روشن‌ترین نماد فرهنگ کهن سرزمین ماست. جشن جهانی نوروز، در همۀ سرزمین‌های ایرانی‌تبار نیز که با ما دارای پیوندهای فراوان تاریخی و فرهنگی و سرزمینی‌اند، جشن گرفته می‌شود.

یاری‌نامه‌ها:
-مرکز دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی
-شمارۀ دوم آسمایی، بهار 1376
-کتاب ستارۀ شمال، یادوارۀ دکتر محمد معین، 1386.

فر ايران را مي ستاييم

نوروز مبارك باد

آخرین به روز رسانی در دوشنبه ۰۱ فروردين ۱۳۹۰ ساعت ۰۴:۲۱
 

دیدگاه‌های خوانندگان  

 
0 #4 محمود ۱۳۹۰-۰۴-۱۹ ۱۷:۴۳
صدها آفرین بر این قلم شیوا و بر این دانش ستودنی
نقل‌قول
 
 
0 #3 ۱۳۹۰-۰۱-۰۲ ۱۴:۱۷
اي دوست نميدانم انچه نوشتم به دستت رسيد يا نه. پيروز باشي. نوروزت خجسته و فرخنده باد
نقل‌قول
 
 
+1 #2 ۱۳۹۰-۰۱-۰۲ ۱۴:۱۵
درود و سپاس. به راستي كه بس زيباست. در اين اقيانوس بي كران فرهنگ ايران در پهنه همه هستي و گيتي كه غوطه ور ميشوي، اگر تشنه دانستن باشي سيراب از معرفت و دانش كه ميشوي،تازه در ميابي كه چه عظمتي داري چون ايراني هستي، و در مي يابي كه تازه از اين همه دانش فرهنگ ايران هيچ نمي داني. در مقابل خداي ايران نا خواسته و ناگزيرو ناگريزبه زمين مقدس ايران زمين فرو مي افتي و بر خاكش بوسه ميزني و به تلاش بر ميخيزي كه خدايا مرا از خوي هاي نا انساني برهان و در انسانيت ايراني جاي ده تا كه با هوش و نبوغ ايراني بيش بيابم، بيش بدانم، تا به بشريت همچون نياكانم خدمت رسانم و پاداش من ان باشد كه جسدم خاك ايران شود كه افتخار والايي هست خاك ايران شدن، اگر بدانم.! پاينده ايران
نقل‌قول
 
 
0 #1 ۱۳۹۰-۰۱-۰۱ ۲۰:۳۹
تبریک...
نقل‌قول
 

ديدگاه بنويسيد


كد امنيتي
بازيابي

در همین زمینه

آمار

هموندان : 34
محتوا : 5056
پیوندها : 159
بازدیدهای محتوا : 1519784

باشندگان در تارنما

 59 مهمان حاضر

خبرنامه

نام:

رایانامه:

ایران‌بوم، همه‌ی ايران‌دوستان را عضو تحريريه‌ی خود مي‌داند. ايران‌بوم در ويرايش نوشتارها آزاد است.

من یار مهربانم
کتـاب بهترین هدیه است. نوروز 1391 خورشیدی به عزیزان خود کتاب عیدی دهید.

موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان
می‌خواهم در طرح 1000 تومانی محک شرکت کنم